<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.:.صریر.:.</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com</link>
<description>  خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش * بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 29 Mar 2017 23:03:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>شرح و تلخیص داستان پیر چنگی (دفتر اول مثنوی معنوی)</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/176/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%88-%d8%aa%d9%84%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%b1-%da%86%d9%86%da%af%db%8c-(%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d8%ab%d9%86%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c)</link>
<description>در روزگار عمر مطربى چنگ نواز بود که آوازى دلاویز داشت و چنگ چنان خوش مى ‏زد که مانند اسرافیل مردگان را زندگى مى‏ بخشید، نواى چنگ و آواز جان آهنگ او مانند صور اسرافیل بود که قیامت بر پا مى‏ کرد و شور محشر در مجالس بر مى ‏انگیخت. همین که آن مطرب رامش افزاى طرب انگیز پیر شد و پشتش از بار سنگین عمر خمیده گشت و پیشانى و صورتش چین خورد و ابروانش بر روى چشم فرو خفت، آواز دلنوازش ناخوش و غم انگیز شد و دیگر خریدار نداشت، مطرب از همه جا سر مى‏ خورد و کسی به خود راهش</description>
<pubDate>Wed, 29 Mar 2017 23:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/176</guid>
</item>
<item>
<title>شرح و تبیین غزل 759 دیوان شمس </title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/175/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%ba%d8%b2%d9%84-759-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%b3-</link>
<description>غزل 759 دیوان شمس: دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد سر من مست جمالت دل من دام خیالت گهر دیده نثار کف دریای تو دارد ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد گل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلت که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد سر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعر که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد جگر و جان عزیزان چو رخ</description>
<pubDate>Sun, 28 Aug 2016 12:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/175</guid>
</item>
<item>
<title>درجات روزه</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/174/%d8%af%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87</link>
<description>صوم (روزه) را سه درجه است: صوم «عموم» و صوم «خصوص» و صوم «اخصّ الخصوص»:، 🔸امّا صوم عموم، پس، آن کفّ «بطن» و «فرج» است، از مفطرات معهوده، 🔸و امّا صوم خصوص، کفّ «سمع» و «بصر» و «زبان» و «دست» و «پا» و سایر جوارح است، از گناهان، چنانکه حضرت صادق علیه السّلام فرموده: «اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک، و غیر ذلک»، 🔸و صوم اخصّ الخصوص، کفّ قلب است، از جمیع «ما سوى اللّه» و احتراز دل است، از افکار دنیویّه و شواغل دنیّه، مگر شواغل دنیویّه که وسیله آخرت و ماوراى دنیا و</description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2016 15:35:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/174</guid>
</item>
<item>
<title>غزل نی محزون شهریار و استقبال شبان...</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/173/%d8%ba%d8%b2%d9%84-%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b2%d9%88%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%a8%d8%a7%d9%86-</link>
<description>امشب اي ماه به درد دل من تسکيني آخر اي ماه تو همدرد من مسکيني کاهش جان تو من دارم و من مي دانم که تو از دوري خورشيد چها مي بيني تو هم اي باديه پيماي محبت چون من سر راحت ننهادي به سر باليني هر شب از حسرت ماهي من و يک دامن اشک تو هم اي دامن مهتاب پر از پرويني همه در چشمه مهتاب غم از دل شويند امشب اي مه تو هم از طالع من غمگيني من مگر طالع خود در تو توانم ديدن که توام آينه بخت غبار آگيني باغبان خار ندامت به جگر مي شکند برو اي گل که سزاوار همان گلچيني ني محزون</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2015 13:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/173</guid>
</item>
<item>
<title>نامه های نادر ابراهیمی به همسرش - نامه پنجم</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/172/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85</link>
<description>آن روز ها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم،حدود سالهای 63-65 ، به هنگام نوشتن،در تنهایی- در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی،تسکین دهنده خاطرم می شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود- غالبا به یاد همسرم می افتادم- که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی،گهگاه و بیش از گهگاه،دلگرفتگی، قلبش را خاکستری می کرد- و می کوشیدم که با جستجو به امید رسیدن به ریشه های گیاه بالنده و سر سخت اندوه، و دانستن</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2014 19:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/172</guid>
</item>
<item>
<title>اشعار عاشورایی حمیدرضا برقعی</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/171/%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d9%82%d8%b9%db%8c</link>
<description>عطر پررنگ چایی روضه خانه پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدن ها را دم در می نشست و با لبخند جفت می کرد آمدن ها را روضه خوان محله می آمد میرزا با دوچرخه آهسته مثل هر هفته باز خیلی دیر مثل هر هفته سینه اش خسته &quot;ای شه تشنه لب سلام علیک&quot; ای شه تشنه لب...چه آوازی زیر و بم های گوشه ء دشتی شعرهای وصال شیرازی می نشستیم گوشه مجلس با همان شور و اشتیاقی که...</description>
<pubDate>Mon, 03 Nov 2014 16:38:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/171</guid>
</item>
<item>
<title>سرمایه کلام</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/170/%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%85</link>
<description>عصمت کلام، اقتدار می آفریند و ابتذال و تبذیر و حقارت و سخافت سخن، ذلت می زاید. خوش گفته اند که : کلام تو حامل سرمایه و اعتبار توست، آن را هدر نده، آن را در جهت احاطه بر سرنوشتت و کنترل زندگی ات به کار گیر، نیروی حیات تو در آن است. حیات خود را به قبرستان نفرست. بر اعتبارت اضافه کن و از سرمایه ات کاسته نکن. اگر بر آن تسلط یافتی فرمانروایی درونت میسر می شود و اگر بر تو سلطه یافت بردگی ات حاصل آمده...</description>
<pubDate>Thu, 28 Aug 2014 11:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/170</guid>
</item>
<item>
<title>علی که باشی...</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/169/%d8%b9%d9%84%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-</link>
<description>علی که باشی برایت فرقی ندارد یتیم چشم به راهت مسلمان است یا مسیحی یا یهودی . کیسه را می گذاری و می روی. . . علی که باشی برایت فرقی ندارد که خلیفه مسلمینی یا یک شاکی ساده می روی دادگاه و چون شاهد نداری حکم به نفعت نمی دهند و برایت فرقی نمی کند او که همراهش به دادگاه رفتی مسیحی بود اصلا . . . علی که باشی برایت فرقی نمی کند خلخال از پای زن مسلمان درآورند یا مسیحی فقط می گویی اگر دق کنی از این خبر حق داری .</description>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2014 14:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/169</guid>
</item>
<item>
<title>ورع، یاریگر امام (ع)</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/168/%d9%88%d8%b1%d8%b9%d8%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-(%d8%b9)</link>
<description>حضرت علی (ع)در ضمن نامه ای به یکی از کارگزاران می فرمایند : اعینونی بالورع و اجتهاد و عفت و سداد . حضرت می خواهند که ما با 4 عنصر ورع ، اجتهاد، عفت و استواری ایشان را یاری کنیم . معمولا در ترجمه کلمه ورع را به ترس یا تقوا برمی گردانند،در حالیکه معنای ورع با تقوا تفاوت دارد . در واقع ورع مرحله ای بالاتر از تقواست و حالتی از حذر است که در انسان شکل گرفته و همین حالت او را بسیار بسیار محتاط نموده است تا انجا که نه تنها از گناه که حتی از شبهه هم بیمناک و فراری</description>
<pubDate>Mon, 16 Jun 2014 09:05:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/168</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه روز بزرگداشت مقام زن</title>
<link>https://sarir21.blogfa.com/post/167/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86</link>
<description>تقدیم به ارادتمندان حضرت کوثر، چشمه فزاینده فضایل و حماید، فرزند رسالت، مادر عصمت، همسر ولایت ، زهرای مرضیه (س) مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل چو از عشق آیدم هم قال و هم قیل مفاعیلن مفاعیلن فعولن خوشا آن دم که آمد نغمه &quot; کن &quot; مصور خاک را عنبرفشان کرد تو را از آن زمان جان جهان کرد تو را اعجاز خلقت می توان گفت سزاوار است نیکان را شوی جفت به شیرینی ز لیلی گوی بردی ز عطر حور جنت بوی بردی مهین بانوی افلاکی و بر خاک غزالی زیرک و چالاک و بی باک به دستت مهد گیتی جنب جنبان</description>
<pubDate>Sat, 19 Apr 2014 21:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sarir21</dc:creator>
<guid>sarir21.blogfa.com/post/167</guid>
</item>
</channel>
</rss>
