ترویه و عرفان عرفه در عرفات

... قومي گفتند از بهر آن كه ابراهيم را نمودند در خواب، كه فرزند را قربان كن، پس همه روز در ترويه و تفكر بود تا اين خواب از حق است يا شيطان... از اين جهت است كه آن روز را ترويه گويند، و ترويه - تفكر - باشد.
پس شب عرفه ديگرباره او را نمودند، و روز عرفه بشناخت كه آن خواب، نموده حق است نه نموده شيطان. از اين جهت آن روز را عرفه نام نهادند و آن بقعه را عرفات.ضحاك گفت: آدم كه به زمين آمد به هندوستان فرود آمد و حوا به جده، و هر دو يكديگر را ميجستند تا به عرفات به يكديگر رسيدند، و يكديگر را و شناختند، از اين جهت او را عرفات گويند.
و مردم نيز كه به آن موقف رسند اتباع سنت آدم را، همه به گناه خويش معترف شوند، و تضرع و زاري كنند، پس عرفه و عرفات از - اعتراف - گرفتهاند، يعني كه گناهكاران در آن موقف ايستاده به گناه خويش معترف شوند.
هر كه به پاي رود،كعبه را زيارت كند و هر كه به دل رود كعبه به زيارت وي ميشود.
حج عوام و حج خواص:
عوام به نفس رفتند، در و ديوار ديدند، خواص به جان رفتند، گفتار و ديدار يافتند.
او كه به نفس رود رنج يابد و زيان باز كشد، تا گرد كعبه برآيد.
و اين كه به جان رود، بيارامد و بياسايد، و كعبه خود گرد سرايش برآيد.
هر كه به پاي رود كعبه را زيارت كند و هر كه به دل رود كعبه به زيارت وي ميشود
جبرئيل فرود آمد و ابراهيم را مناسك و مشاعر مينمود، و ابراهيم پذيرفت و ميگفت: "قد عرفت، قد عرفت" پس بدين معني آنجا را عرفات خواندند .
تفسیر کشف الاسرار رشیدالدین میبدی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ توسط صریر
|
عشق آمدست از آسمان، تا خود بسوزد بی امان